خیانت معمولاً تصمیمی در زمان حال است، اما ریشههای برخی الگوهای رابطهای را میتوان در تجربههای کودکی جستوجو کرد. این به معنای توجیه خیانت یا انداختن تقصیر به گردن گذشته نیست؛ هر فرد مسئول انتخابهای خودش است. اما شناخت این ریشهها به افراد و زوجها کمک میکند الگوها را ببینند و تغییر دهند. در این مقاله توضیح میدهیم پژوهشها درباره ارتباط دلبستگی، تجربههای کودکی و خیانت چه میگویند.
نظریه دلبستگی و روابط بزرگسالی
نظریه دلبستگی، که جان بالبی مطرح کرد، توضیح میدهد کیفیت رابطه کودک با مراقبانش، «الگوهای درونی» او را درباره خود و دیگران شکل میدهد. هیزن و شیور نشان دادند این الگوها در روابط عاشقانه بزرگسالی هم دیده میشوند؛ در پژوهش آنها حدود ۵۶ درصد بزرگسالان سبک دلبستگی ایمن داشتند و بقیه سبکهای ناایمن (Hazan و Shaver، ۱۹۸۷).
- دلبستگی ایمن: راحتی با نزدیکی و اعتماد
- دلبستگی اضطرابی: نگرانی مداوم از طرد شدن و نیاز زیاد به اطمینان
- دلبستگی اجتنابی: ناراحتی از نزدیکی و تمایل به حفظ فاصله عاطفی
دلبستگی و خیانت: پژوهشها چه میگویند؟
- پژوهشها نشان دادهاند افراد با دلبستگی اجتنابی علاقه بیشتری به گزینههای عاطفی دیگر نشان میدهند و احتمال خیانت در آنها بیشتر است (DeWall و همکاران، ۲۰۱۱).
- در پژوهشی روی زوجهای تازهازدواجکرده، دلبستگی اضطرابی هم با احتمال بیشتر خیانت همراه بود (Russell و همکاران، ۲۰۱۳).
- برخی پژوهشها نشان دادهاند فرزندانی که از خیانت والدینشان آگاه بودهاند، در بزرگسالی بیشتر در معرض الگوهای مشابه هستند (Weiser و Weigel، ۲۰۱۷).
این یافتهها به معنای «سرنوشت» نیستند. بسیاری از افراد با دلبستگی ناایمن هرگز خیانت نمیکنند و دلبستگی میتواند در روابط سالم و با درمان به سمت ایمنی تغییر کند.
تجربههای کودکی که میتوانند نقش داشته باشند
- بیتوجهی عاطفی یا نبود مراقب قابل اعتماد
- طلاق یا تعارض شدید والدین
- مشاهده خیانت یکی از والدین
- آزار یا تروما در کودکی
- پیامهایی که صمیمیت را خطرناک یا شرمآور معرفی میکردهاند
این ریشهها چطور در بزرگسالی ظاهر میشوند؟
- در دلبستگی اضطرابی: جستوجوی تأیید و توجه از دیگران وقتی احساس طرد شدن از طرف همسر وجود دارد
- در دلبستگی اجتنابی: فرار از نزدیکی عاطفی با همسر و رابطههای بدون تعهد
- تکرار الگوهای خانوادگی: عادی دانستن پنهانکاری یا خیانت
- دشواری در بیان نیازها: که باعث میشود نیازها بهجای گفتوگو، بیرون از رابطه دنبال شوند
عوامل دیگری مثل بحرانهای زندگی هم نقش دارند؛ بیشتر بخوانید: بحران میانسالی و خیانت.
چطور میتوان این چرخه را شکست؟
- شناخت الگوها: فهمیدن اینکه چه احساسهایی پیش از رفتارهای پرخطر تجربه میکنید.
- رواندرمانی فردی: طرحوارهدرمانی و درمانهای مبتنی بر دلبستگی به بازسازی الگوهای قدیمی کمک میکنند.
- زوجدرمانی: درمان متمرکز بر هیجان (EFT) بر ایجاد پیوند ایمن بین زوجین تمرکز دارد.
- گفتوگوی صادقانه درباره نیازها با همسر
- مسئولیتپذیری: شناخت ریشهها جای پذیرش مسئولیت رفتار را نمیگیرد.
اگر خیانتی اتفاق افتاده است، مشاوره خیانت همسر میتواند به هر دو نفر کمک کند. جلسات بهصورت حضوری، تلفنی و آنلاین برگزار میشوند.
نتیجهگیری
تجربههای کودکی و سبک دلبستگی میتوانند زمینه برخی الگوهای رابطهای از جمله خیانت را فراهم کنند، اما سرنوشت نیستند. شناخت این ریشهها، رواندرمانی و گفتوگوی صادقانه به افراد کمک میکند روابط ایمنتری بسازند. برای هماهنگی با مرکز مشاوره شکرانه از طریق صفحه ارتباط با ما یا شماره 021-77755429 اقدام کنید.
سوالات متداول
آیا کسی که در کودکی آسیب دیده حتماً خیانت میکند؟
خیر. تجربههای کودکی فقط یکی از عواملاند و بسیاری از افراد با این تجربهها روابط وفادار و سالمی دارند.
آیا سبک دلبستگی قابل تغییر است؟
بله. روابط امن و رواندرمانی میتوانند دلبستگی را به سمت ایمنی تغییر دهند.
آیا شناخت ریشهها خیانت را توجیه میکند؟
خیر. شناخت ریشهها برای تغییر است، نه توجیه. هر فرد مسئول انتخابهای خودش است.
منابع
- Hazan C, Shaver P. Romantic love conceptualized as an attachment process. Journal of Personality and Social Psychology, 1987.
- DeWall CN, et al. So far away from one’s partner, yet so close to romantic alternatives: avoidant attachment, interest in alternatives, and infidelity. Journal of Personality and Social Psychology, 2011.
- Russell VM, Baker LR, McNulty JK. Attachment insecurity and infidelity in marriage. Journal of Family Psychology, 2013.
- Weiser DA, Weigel DJ. Exploring intergenerational patterns of infidelity. Personal Relationships, 2017.


